(تهامه يمن) با فيروزآبادي لغتشناس معروف آشنايي يافت. در سال 1398 بار ديگر در مكه و در 1399 در دمشق بود. در سال 1403 در مقام مدرس فقه و حديث در قاهره اقامت گزيد و بارها قاضيالقضات شد. آثار زيادي در زمينهٴ حديث، تاريخ و رجال نوشت، كه معروفترين آنها
الاًصابة في تمييزالصحابة؛ إنباءالغُمر باٴبناءالعُمر در تاريخ سياسي و ادبي مصر و شام در سالهاي1371 ـ 1446؛
الدُرَرَالكامِنة فياٴعيانِ المائةالثامِنة؛
تهذيب تهذيب الكمال، در سرگذشت رجال حديث و در زمينهٴ كتاب ذهبي (چهاردهم ـ 1)، كه يكي از گرانبهاترين آثار در نوع خودش است.
تقيالدين ابوبكر بن احمد قاضي شبههٴ اسدي دمشقي شافعي (1377 ـ 1448). مدرس مدرسهٴ امينيه و اقباليه؛ قاضيالقضات دمشق و ناظر بيمارستان نوري. وي ذيلي بر
تاريخ اسلام ذهبي نوشت به نام اﻹعلام بتاريخاﻹسلام و طبقاتالشافعية در 29 باب، هر باب شامل 20 سال تا سال 1436.
شهابالدين ابوالعباس احمدبن محمدبن عربشاه دمشقي حنفي (1392 ـ قاهره 1450)، نويسندهٴ تاريخ تيمور. هنگامي كه تيمور دمشق را گشود، ابن عربشاه و خانوادهاش را در زمرهٴ اسيران به سمرقند فرستاد. وي در آنجا نزد عليبن محمد جرجاني و محمدبن محمد جزري تحصيل كرد، سپس روانهٴ ختا (مغولستان)، خوارزم، هشترخان، كريمه و ادرنه شد و در آنجا بهعنوان كاتب به خدمت محمد اول سلطان عثماني درآمد. پس از مرگ او در سال 1421، ابن عربشاه به زادگاهش دمشق بازگشت و از سال 1422 تا 1436 در آنجا به سربرد؛ آنگاه، به قاهره رفت، ظاهر جقماق (از مماليك برجي 1438 ـ 1453)، او را به زندان افكند و او در سال 1450 درگذشت. مهمترين تأليفش
عجائبالمقدور في نوائب تيمور است، كه در سال 1435 تأليف كرده و با مدايح چاپلوسانهٴ مورخان ايراني تضاد چشمگيري دارد. او درندهخويي تيمور و در عين حال صفات برجستهٴ او را نشان داده است.
7. تركيه. اين بخش را بايد در پيوند نزديك با بخش پيشين دانست، چون تنها دو شخصي كه از آنان گفتگو ميشود، يعني عيني و بسطامي را به خوبي ميتوان در شمار مورخان مماليك آورد. اين هردو شامي و حنفي بودند.
ابومحمد محمود بن احمد عيني. در سال 1360 در عينتاب (بين حلب و انطاكيه) زاده شد و بيشتر عمرش را در قاهره گذراند؛ نخست صوفي و از سال 1399 به بعد مأمور كشوري مماليك برجي بود؛ در سال 1426 قاضيالقضات حنفيان شد، در سال 1451 درگذشت. او تركي را خوب ميدانست و توانست كتاب راهنماي معروف حنفي به نام
قُدوري1 را براي سلطان طَطار